تبليغاتX
نیلوفرانه

یکی از عزیزانم در طول  یک ماه گذشته ایران نبود،جمعه این هفته برگشت.

 با اینکه اخبار را پیگیری می کرده ،اتفاقات روزهای گذشته را باور نمی کند!

می گوید مگر امکان دارد افراد در این یک ماه این قدر تغییر کرده باشند و این حرفها را بزنند و اینگونه عمل کنند!!!.(هر چند معتقدم در طول یک ماه این افراد  خیلی تغییر نکردند ،بلکه فرصتی پیش اومده که درونیاتشان بروز کند)

 

به قول یکی از دوستان همین یک حجت است ،که کسی که درون این جریانات نبوده وقتی از بیرون نگاه    می کند ،به عنوان یک بی طرف اینگونه عکس العمل نشان میدهد.

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت 14:7 |

       

          "واتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدیدالعقاب"

         "و از فتنه ای بترسید که تنها دامن ستمگران شما را نمی گیرد،و بدانید که خداوند  

                                        سخت کیفراست."(25انفال)

 

 

* من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)

* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

 

 

*رهبر معظم انقلاب مجاري قانوني را تنها مسير رسيدگي به شبهات مطرح شده خواندند و تأكيد كردند: بنده زير بارِ بدعت‌هاي غيرقانوني نمي‌روم چراكه در هر انتخاباتي طبعا برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب‌هاي قانوني شكسته شود در آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود و مصونيت نخواهد داشت.

*حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، با اشاره به كامل بودن قانون رسيدگي به شكايات انتخاباتي افزودند: قانون همانطور كه به نامزدها حق نظارت و شكايت داده، راه رسيدگي به شكايات را هم مشخص كرده است و همه كارها بايد براساس روال درست قانوني انجام شود.

*رهبر انقلاب اسلامي در عين حال هشدار داد: اگر كساني بخواهند راه ديگري بروند آنوقت من خواهم آمد و با مردم صريح‌تر صحبت خواهم كرد. (جمعه۲۹خرداد).

 

 

 

شخصا معتقدم  فحوای بیانات این روزهای مقام معظم رهبری با کلام امام(ره)  یکی است،البته با تفاوت صراحت خاصی که در کلام امام(ره) بود.

در هر صورت خطبه های بی نظیر و تاریخی و محکم روز جمعه ایشان حجت را بر همه تمام کرد.

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 22:57 |

روزهای سنگینی رو گذروندم.

روزهای پر از هیجان و گاه پر استرس، برخی لحظاتش شاد بودم،گاهی غصه می خوردم، گاهی حرص می خوردم ،گاهی ...

ساعات زیادی هم به بحث و گفتگو گذشت،خاصه با دوستان وخاصه تر اینکه اکثر دوستان همفکر نیستند!

البته عدم حضور  کسی که حضورش برای من توی زندگی  آرامش بخش  است، تو این روزها باعث شد سختی این روزها رو بیشتر احساس کنم.

هر چند معتقدم همه ی لحظات این روزها  خاطره می شود.(البته امیدوارم خاطره تلخ نشود.)

انشاالله خداوند بهترین مصلحت ها رو برای کشورمون رقم بزند.

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 19:48 |

اتفاقات  این روزها اصلا  به صلاح وحدت ملی نیست.

نمی دانم چرا در تبلیغات برخی هواداران دچار جو زدگی مفرط شده اند.

امروز بعضی از دوستانم را صرفا به جرم ظاهرشان و محجبه بودنشان از یکی از جلسات  انتخاباتی دانشگاه بیرون کرده بودند،و گفته بودند اینجا جای شماها نیست.!!!

 

برخی هواداران در دانشگاه با من و دوستانم به همین جرم ، بی منطقانه برخورد میکنن،دعوا می کنند،توهین میکنند و حتی...

 

گویی تقابل اسلام و کفر است!

اما نه ما تمام اسلامیم  و نه آنها  کافر.

 

نمی دانم این آزادی هنوز نیامده چرا اینگونه تفرقه افکن شده است.

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 21:22 |

حدیثی از یکی از معصومین به یاد دارم با این مضمون که :

"اگر می خواهید امامی را بشناسید به پیروان او بنگرید."

 

امروز معاون اول و معاون ستاد یکی از نامزدها اومده بودند دانشگاهمون ،خیلی از  بچه هایی  که برای سخنرانی و حمایت اومده بودند؛ از بچه های شاخص(البته از جنبه منفی) به لحاظ اخلاقی ، درسی ، اعتقادی و ظاهری دانشگاه بودند.

 

آقایان محترم سخنران هم که اونقدر راست و دروغ را با هم می گفتند که ،که احتمالا خودشان هم یادشان رفته که برخی مطالبی که بیان می کنند صحت واقعی ندارد.

 

اکثر صحبتاشون انتقاد(بهتر بگم تخریب)مخالفانشون بود و تو این بین حتی به  بزرگان دینی و مملکتی  هم رحم نکردند.

 

نمی دونم دقیقا چرا وقتی که قرار بود برنامه ها ی نامزد مطبوعشون رو بگن بحث امام حسین(ع) و امام علی (ع)  و آیه "و نفس و ما سواها" مطرح کردند.(هر چند مطمئنم خودشون هم ربط برخی آیاتی که خوندن را با مبحث نمی دونن)

 

 

 

هیچی نمی تونم بگم فقط دلم می خواد این کلمات رو زمزمه کنم:

 

"....و ضاقت الارض و منعت السماء و انت المستعان و الیک المشتکی..."

+ نوشته شده توسط دل آرام در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 19:52 |

تا آنجا که یادم می آید ،همیشه همین بوده !

نزدیک انتخابات که می شه(خاصه ریاست جمهوری)کاندیدا ها و حامیانشون شروع می کنن به بالا بردن خودشون یا فرد مطبوعشون تا به ثریا و پایین آوردن رقیبشون تا به اسفل درجات.

هیچ وقت نفهمیدم چرا ،ما عادت داریم به سیاه و سفید،و اصلا خاکستری برامون وجود نداره.

حامیان یکی از نامزدها در تبلیغاتشون چنان از وضع مملکت،فضای بسته،مشکلات زیاد حرف می زنن،که گاهی فکر می کنم که در مورد یک کشور دیگر حرف می زنن!

من منکر مشکلات زیاد موجود نیستم ،حتی خودم نسبت به خیلی از موارد منتقدم،اما با سیاه نمایی و یک جانبه دیدن مخالفم.

باید مجموع شرایط و فعالیت ها را دید ،هم خوب و هم بد .

ما فقط می گردیم به دنبال نقاط سیاه تا بزرگشان کنیم.

این انتقاد به حامیان نامزد مقابل هم بر می گردد که سال ها خدمت سال های دور و سخت (چه قوی وچه ضعیف)کاندیدای رقیب را یا اصلا نمی بینند و یا  کلا بی فایده می دانند.

 

نمی دانم چرا همه ی ما مدعیان اسلام،در این زمینه حتی سفارش اسلام یادمان نمی آید؟!

 

از عجایب و غرایب این روزها،این بود که یکی از آقایان نامزد که رئیس دولت قبلی را مایه ننگ  و آبروریزی ایران خوانده بود ،در تبیین برنامه هایش گفت :من سفر های استانی،مسکن مهر ،سهام عدالت، بحث یارانه ها،استراژی فعلی در مقابل اسرائیل و... را ادامه خواهم داد!!!البته با ایجاد تغییر در مدیریت!!!

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در شنبه 19 اردیبهشت1388 و ساعت 11:39 |

 

خیلی سخته آدم بفهمه،استادی که  همه چیزش رو از اون داره ،افکار و عقایدی داره که با مسلمات  مخالفه!

 اون هم استادی که خودش مسلمات رو بهت یاد داده.

هر چی فکر می کنم می بینم،مسائلی که استاد زیر سوال برده، جزو اصول و محکمات  و نمی تونم حتی بهش شک کنم.

 

ای کاش من برداشت اشتباه کرده باشم.

 


پ.ن:ای کاش تو این ایام این مشکل پیش نمی اومد تا این پست رو تو هفته بزرگداشت مقام معلم  نمی نوشتم. 

+ نوشته شده توسط دل آرام در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 22:21 |

 

روابط با انسان ها از الگوریتم های پیچیده ای برخوردار هستند،هر کس شیوه ای  و الگوریتم مخصوص به

خود را دارد، هر چند در تمام لحظات نمی تواند  بر اساس آن و کاملا منطقی پیش برود.

و شاید پیچیده ترین و ساده ترین الگوریتم های دنیا متعلق به همین موضوع باشد.

در بحث پیچیدگی الگوریتم،بهترین حالت(BEST ) آن است که کمترین زمان را بگیرد ،بر عکس رفتارهای اجتماعی که  به صببر زیادی نیاز است.

آنچه مشخص است این است که انسان ها مثل کامپیوتر نیستند و احساسات و عواطفشان همیشه آنگونه که منطق می گوید نیست.

 

گاهی باید غیر منطقی بودن اطرافیان مان را درک کنیم ،که احتمالا اوج آن لحظاتی بیش نمی باشد(البته در مورد انسانها یی با روح سالم  حرف می زنیم)  

 

 

 


پ.ن.1:گویا این درس فکرم را بد مشغول کرده.

 

پ. ن.2:هدف اصلی این پست ، دلجویی از یکی از بهترین دوستانم است.

+ نوشته شده توسط دل آرام در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 20:42 |

 

به نام خداوند بخشنده مهربان.

به عصر سوگند .؛که انسانها همه در زیانند(خسرانند) . مگر کسانی که ایمان آورده،و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده،و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده اند.(سوره عصر)

 

در معنای "خسران" گفته شده:به معنی کم شدن سرمایه است گاه به انسان نسبت داده میشود،و گاه به خود عمل نسبت داده میشود.

و برای ما انسان ها چه سرمایه ای ارزشمندتر از عمر است که در حال کم شدن است.

و یکی از پیام های عید همین  تلنگر است،که چه میدانیم شاید آخرین بهار را تجربه می کنیم(که پدربزرگم پارسال فکر نمیکرد آخرین بهارعمرش باشد.)

 

***و باز  وقت سال تحویل دلم میگیرد ،که یک سال دیگر گذشت و ما هنوز لیاقت دیدار یار را نیافتیم.

 

 

 


پ.ن 1:از آرزوهایم برای سال جدید این است که نویسنده دیگر وبلاگ سال دیگر فعالتر باشد که دلم برای نوشته هایش تنگ شده.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در سه شنبه 27 اسفند1387 و ساعت 13:8 |

شب اربعین بود تو برنامه تیک تاک خانم بازیگر با کلی آرایش داشت با خانم نویسنده صحبت میکرد؛البته بحث حجاب تو رسانه ی ملی محدود می شه به برنامه های قبل از اذان و ظهر و احیانا روز شهادت و تولد  حضرت زهرا(س) غیر از اینها معنی حجاب تو تلویزیون به معنی پیدا نبودن موهاست و سه کیلو و نیم آرایش  خانم های مجری و بازیگر جزو لاینفک گریم است البته فیلم های تاریخی خصوصا آنهایی که کارگردان های  موجه مثل  ف.س دارند از کلیه موارد فوق مستثنا هستند،...

 

داشتم خانم بازیگر را می گفتم،که توی ساعت پیک تو رسانه ملی  در مورد شیوه های صحیح تربیت فرزند صحبت می کردند،می گفتند که تربیت فرزند فقط این نیست که توی جشن تولد ساز بزند و ما  پز  بدهیم این نیست که به کلاس موسیقی و زبان بفرستیم بلکه چیزهای مهمتری هم  هست.و بچه را باید آزاد گذاشت تا به دنبال علایق خود برود.

فکر می کنم  این طبقه روشنفکر متمدن جامعه ی ما فقط  مردم بالای شهر تهران رو می بینن!

انگار نمی دونند درصد زیادی از خانواده ها از هزینه های عادی تحصیل فرزندانشون عاجزند،انگار تا به حال ندیدن  تو همین وسط شهر خودمون خیلی از بچه ها بعد از مدرسه مدت زیادی رو تو صف می ایستند که اتوبوس بلیطی(در مقابل اتوبوس پولی) بیاد  همین تهران خودمون رو می گم نه روستاهای میناب که بچه ها پابرهنه میرن   توی کپر درس میخونن ....

آیا واقعا معضل اصلی تربیتی فرزندان امروز بچه های این کشور همین چیزهاست...

انگار که برخی از ما فقط دور و بر خودمون رو نگاه میکنیم  و گمان میکنیم همه مردم  هم مثل  ما زندگی میکنن....

ما از خودمون هم غافلیم.

 

چند سال پیش به یکی از روستاهای مازندران رفته بودم،مردم زمین های برنج که میراث خانوادگیشون بود می فروختند تا مبل و  تلویزین شیک تر و .... بخرند و همین مردم حاضر نبودند جمعه عصر جایی برند چون ممکن بود فیلم سینمایی رو از دست بدهند(قبول دارم که ممکن است خیلی هم همه گیر نباشد ولی آن منطقه که ما سفر کرده بودیم متاسفانه بود.)

در هر صورت من فکر میکنم  تلویزیون تو جامعه ی ما در فرهنگ سازی مردم خیلی تاثیر دارد و فقط مختص به قشر خاصی نیست و باید مخاطبش را عام مردم در نظر بگیرد.

شاید این سازمان در اهداف استراتژیک خود دچار مشکل است ، هرچند گمان شخصی من این است که  مدیران ارشد و میانی در اجرا درست عمل نمیکنند.  

 

و بخشی از آینده فرهنگی جامعه ما در دست همین مدیران است.

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در شنبه 3 اسفند1387 و ساعت 12:12 |