تبليغاتX
نیلوفرانه
یادم هست اون چند سالی که مدرسه شاهد می رفتم رسم بود یه روز تو این ایام  همه بچه های

مدرسه  را می بردند بهشت زهرا، اول می رفتیم مرقد بعدش هم می رفتیم بهشت زهرا ،و بچه های

شاهد(فرزندان شهدا)می رفتند سر مزار پدرهاشون.

یه سال که  با یکی از دوستان تو قطعه شهدا می گشتیم و تو هر قطعه که بچه ها را می دیدیم کنارشان

 می نشستیم و تنها کاری که می توانستیم بکنیم این بود که فاتحه ای بخوانیم.

تو یکی از قطعه ها یکی از دوستان همکلاسی ام را دیدم ،حالش بد شده بود انگار تازه پدرش شهید

شده، معلم ها در آغوشش گرفته بودند و دلداریش می دادند...

احتمالا هرگز پدرش را ندیده بود ولی هنوز غم دوریش را تحمل نداشت، و انگار  ناپدری اش هم که تقریبا

همه سال های عمرش با او زندگی کرده بود هیچ گاه جای پدرش را برایش پر نکرده بود ،برای اول باری  

بود که چنین صحنه ی می دیدم ،خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم...

 

چند ماه بعد همین دوستم با حالی پریشان پیشم آمد و گفت:خیلی ناراحتم!مادربزرگم گفته رضا پهلوی

می خواهد به تهران برگردد،تو ماهواره گفته هفته دیگر می آید و حکومت را می گیرد،من به آنها گفتم که

نمی تواند بیاید ! اما آنها گفتند کار از این حرف ها گذشته...من نگرانم.

 

دستش را گرفتم و گفتم: باور نکن فقط بلوف می زنند،آنها حتی جرات این فکر را هم ندارند.

از قدرت ایران هراسون هستند و جز حرف زدن کاری نمی توانند بکنند.

"لا تحزن ان الله معنا"

 

 

خیلی دلم گرفت برای دل پریشانی اش ،انگار همون هایی که برای این انقلاب خون دادند همون ها باز هم دغدغه حفظ نظام را دارند.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 20 بهمن1388 و ساعت 18:49 |
انگار بعضی از روزها غم به جای اکسیژن تو هوا وجود دارد.

هر چی عمیق تر تنفس می کنی ،بیشتر احساس غم می کنی،

انگار یه سنگ بزرگ رو سینه آدم بگذارند و فشار دهند...

اربعین یکی از این روزهاست ،که برای من حدود ظهر این حس تشدید می شود.

و انگار هر سال دوباره در این روز اهل بیت به کربلا می رسد که مردم اینگونه عزاداری می کنند،

وهمه چیز را غم فرا می گیرد.

با خودم فکر می کنم که چگونه است که بعد از این همه سال این روز هنوز با خودش غم حمل می کند،و

ما بعد از این همه سال باز هم می گوییم"اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر

تابع له علی ذلک..."و چنان  با حقد  می گوییم که گویی همین امسال سال63هجری بوده است .

 

و شاید این یکی از مهمترین تفاوت های حادثه عاشورا با بقیه اتفاقات تاریخ است که شاید غیر شیعه و

 حتی غیر مسلمان حق جو به شکل معجزه آسایی درک می کند.

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 15 بهمن1388 و ساعت 17:30 |

 

چند روز پیش پدر بزرگم به منظور نصیحت کردن صدایم کرد و بهم گفت هر چیزی زکاتی دارد و زکات علم

نشر آن است  و شما اصلا به این مطلب عمل نمی کنید بعد از این همه قرآن خواندن و حدیث خواندن و

...تفسیرخواندن و کلاس رفتن و پایان نامه نوشتن و

ما نمی بینیم که شما برایمان در موقعیت های مختلف آیه ای بخوانی ویا حدیثی نقل کنی و... 

من هم که همیشه موقع شنیدن این حرف ها یاد"مثل الذین حملوا....یحمل اسفارا" می افتم ،فقط

 گوش کردم.

 

چند ساعت بعد بحث داغی در باره مرجعیت راه افتاده بود که گویا پدربزرگ بعد از فوت آقای منتظری

 تصمیم گرفته بودند مرجع دیگری انتخاب کنند،از قضا تصمیم گرقته بودند یکی از آقایان که به تازگی

علمای قم مرجعیت ایشان را ردکرده اند را انتخاب کنند.

فرصت را برای زکات دادن مناسب دیدم وبرایشان مفصلا توضیح دادم:

که اصولا در شیعه چهار منبع فقهی داریم :قرآن، سنت ،اجماع و عقل و اینکه از همه این منابع قرآن

مهمترین است و اینکه حتی ائمه فرمودند اگر حدیثی بر خلاف قرآن بود آن را دور بریزید. 

مثلا در قرآن آیاتی مبنی بر عدم محرمیت فرزند خوانده داریم که اتفاقا از رسوم جاهلیت بوده آمده و

ترجمه آیات سوره احزاب درباره زید و ترجمه آیات سوره نساء درباره محارم  رابرایشان خواندم.

یا بحث ارث زن که از واضحات است و در آیه۱۲ نساء توضیح داده شده است.

 و یا بحث سقط جنین و حکم مرتد که همه درقرآن است ؛حال اگر کسی برخلاف این آیات که اتفاقا از آیات

محکم و مبین محسوب میشود فتوا داد به نظر شما می تواند مرجع باشد؟؟؟؟؟

 

و اصلا اگر مسئله اینقدر واضح نبود جامعه مدرسین نمی توانست به این راحتی استدلال کند و برای

همه ی مردم که اکثرا فقیه نیستند دلیل بیاورد.

 

پدربزرگ بزرگوارم که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود ،گفت :در این زمینه باید با آقا تقی  

 (بقال محله شان که فقط پنج کلاس درس خوانده و از قضا از حامیان جنبش سبز است )مشورت کنم.!!!!!

 

نمی دانم مشکل از گوینده است که عامل به همه ی آنچه میداند نیست و حرفش اثر ندارد و یا مشکل از شنونده است که اصولا حق طلب کمتر پیدا می شود.

 

 


پ.ن :نمی دانم آیا زکات علم در همه شرایطی واجب است؟؟؟

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در یکشنبه 27 دی1388 و ساعت 12:8 |
 

تنهایی فرصت خوبی برای فکر کردن است...

این چند وقت اخیر اتفاقاتی افتاده که بیش از هر وقتی تنها بودم و فکر کردم،لذت زیادی دارد و چیزهایی زیادی به دست می آید.

هر چند هدایت رشته ی افکار سخت است اما نتایج زیادی دارد...

 

 تو این زندگی شهری ،کمتر  برای  خودمان فرصت می گذاریم و گویا خودمان را فراموش می کنیم و این ظلم است.

 

 

 


پ.ن :گاهی  تنهایی هم  از الطاف خداوند است.

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در جمعه 18 دی1388 و ساعت 19:37 |
 

هیچ وقت فکر نمی کردم تاویل آیه "والفنتة أشد من القتل"را اینگونه حس کنم...

 آزمایشی سخت است،خدا خودش یاریمان کند.

+ نوشته شده توسط دل آرام در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 21:45 |

 

تو را در آبشار وحی جبرائیل و میكائیل           تو را یك ظهر  زخمی در زمین كربلا دیدم

تو را دیدم كه می‌چرخید گردت خانه كعبه       خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما دیدم

 

چند سالی است که محرم ها به این فکر می کنم که ثمره این  عزاداری ها  در زندگی من کجاست؟؟؟

آیا نتیجه  این همه  روضه و نوحه و مناقب و لهوف خوانی  فقط گریه کردن و حاجت گرفتن است و بس؟؟؟

من برای حسین (ع) عزیز که این همه  در عشقش ندبه می کنم چه کردم ؟

 ثمره عملی این محبت که خدا آن را در دلم نهاد (ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب اولیاء ) کجاست؟

و اینکه اصولا برای راهش که همه چیزش را برای آن داد چه می توانم  بکنم اگر می خواهم "پیرو " او

باشم...(همیشه جواب هایم در برخی زمینه های خاص یکی است اما  کلا هر سال جواب های خاص خود را دارد )

 

...و هر سال  روز عاشورا  با روی شرمسار  به آقا سلام می دهم،که می دانم هنوز فاصله ام با آنچه امام از من می خواهد بسیار است.

 

    

+ نوشته شده توسط دل آرام در دوشنبه 30 آذر1388 و ساعت 18:14 |
 

امروز چند نکته ذهنم را مشغول کرده که به هبچ وجه نمی توانم تحلیلشان کنم...!!!

 

 _ از فضای بسته صدا و سیما شاکی هستیم،که چرا شفاف سازی نمی کند و اتفاقات جاری خاصه در دانشگاهها نشان نمی  دهد ومردم را مجبور می کند از طرق دیگر اخبار راپیگیری کنند و از طرفی شاکی هستیم که چرا همه چیز را نشان می دهد؟؟؟

 ـ نشان دادن تصاویر اهانت را هتک حرمت می دانیم و خود اهانت را محکوم نمی کنیم؟؟؟

_ از هتک حرمت امام  می گوییم و تنها مظهر آن را پاره کردن عکس می دانیم.

اگر کسی خودش را شاگرد امام بداند و از این سوء استفاده کند ودقیقا بر عکس تعالیم امام( در مسائل مختلف خاصه ولایت فقیه) عمل کند آیا این هتک حرمت امام  نیست؟؟؟؟

اگر کسی خود را ادامه دهنده راه امام بداند و خودش را به این بزرگوار منتسب کند و دقیقا بر خلاف راه امام راهی را برود که دشمن را شادمان میکند و بر عکس ملاک امام در مسائل سیاسی عمل کند آیا هتک حرمت امام نیست؟؟؟؟

اگر کسی یا کسانی خود را موظف به حفظ  راه امام میدانند آیا امام را فقط در عکس خلاصه می کنند؟؟؟که  این مدت سکوت کردند؟؟؟

 

 

(زمانی مردم زمان علی(علیه السلام) را به ظاهر بینی و کوته فکری و کم بودن سطح شعور و درک متهم می کردیم که ساده لوحانه فریب پوست قرآن را خوردند و اصل فراموششان شد....

اما ما مردم متمدن هم گویا در ظاهربینی خیلی با آنها فاصله نداربم.!!! )

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در شنبه 21 آذر1388 و ساعت 19:20 |
 

هان مردم!بدانید که همانا من فرستاده و علی امام و وصی پس از من است.و امامان پس از من ازفرزندان اویند.      

آگاه باشید! من والد آنانم ولی ایشان از نسل علی خواهند بود.

آگاه باشید !همانا آخرین امام ،قائم مهدی از ماست.

هشدار !که او خونخواه تمامی اولیاء خداست.

هان !او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

آگاه باشید!اوست یاور دین خدا.

هشدار!که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.

هشدار!که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.

هان ! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.

...

 

 

 

چقدر جالب است که غدیر به گونه ای اتفاق افتاد که حتی منکرانش توانایی انکارش را ندارند.

و چه  شیرینی و حلاوت عجیبی این عید برای ما شیعیان دارد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط دل آرام در شنبه 14 آذر1388 و ساعت 17:5 |
 

امروز لفظ پاک حزب الله

گویا  که در قاموس روشنفکر این قوم

دشنام سختی است

اما من خوب یادم هست

روزی که روشنفکر

در کافه های شهر پر آشوب

دور از هیاهوها

عرق می خورد

با جانفشانی های حزب الله

تاریخ این ملت

ورق می خورد .!

 

                      

                                                                                    (سید حسن حسینی)    

 

                           

+ نوشته شده توسط دل آرام در جمعه 29 آبان1388 و ساعت 12:0 |
دیروز  رفت.

و من مثل همیشه فقط  دعا کردم،

برای اینکه حجش  مقبول باشه، برای اینکه وظیفه اش رو خوب انجام بده، برای اینکه سالم برگردد....

 

و من مثل همیشه  در حسرت زیارت پیامبر، و در حسرت یکبار احرام بستن!!!
+ نوشته شده توسط دل آرام در جمعه 15 آبان1388 و ساعت 20:33 |