سالهاست ــ تقريبا از وقتي كه يادم مياد ــ ماه شعبان كه مي شه همه خيابون رو چراغوني ميكنن
انگار تمام چراغ هاي ايران رو تو اين ماه به خيابونا مي بندن.
از شيريني و شكلات و بستني و شربت و انواع خوراكي هاي هم كه ديگه نگو و نپرس كه
البته اونوفت ها كه كوچيك تر بوديم با بچه ها دلي از عزا(نمي دونم درست نوشتم يا نه)
در مي آورديم و حالا كه بزرگ شديم به بهانه رژيم فقط به عنوان اشانتيون(تبرك) ميل ميكنيم.
البته قدیم تر ها جشن های بزرگ با مداحی هم برگزار میشد که البته کماکان هنوز هم هست
هر چند حالا دیگه به دلایلی(قبول نداشتن برخی مداحی ها و مدح ها) مثل قدیم شرکت نمی کنم.
میدونم همه ی ما به خاطر تولد امام زمان شعبان رو دوست داریم.اما در درونمون چقدر این
مراسم ها تحول ایجاد میکنه؟چقدر رفتارمون و اعمالمون تغییر میکنه؟ وچقدر باعث تعجیل در ظهور
میشیم؟تقریبا هر سال من از خودم می پرسم چرا این همه شور و هیجان.جشن و سرور.دعا برای
تعجیل دیگر روز شانزدهم فراموش میشه؟
فکر می کنم فلسفه و ریشه پایه گذاری این اعیاد و جشن ها به صورت رازی سر بسته شده که
البته جای امیداست که تا ابدیت راز نخواهد ماند ...
و این راز همان راز غیبت است که هر گاه فاش شود غائب ما هم ظاهر میشود.
"اللهم عجل لولیک الفرج"
+ نوشته شده توسط در جمعه 10 شهریور1385 و ساعت
16:21 |