تبليغاتX
نیلوفرانه
تازه از آلمان اومده بود، درباره مسائل  سیاسی و بین المللی خیلی بحث میکرد

 می گفت: اصلا فلسطین و اتفاق های اون منطقه به شما چه ارتباطی داره  که

وجهه خودتون را تو دنیا خراب می کنید؟لبنان جه دخلی  به شما داره؟...............

نمی دونم  اما اگر از بحث عقیده و دین  بگذریم  بحث آدم بودن که باقی میمونه

...دیدن تصویر به خون کشیده شده  نوزادی پاک و بی گناه... ناله های مادری که

عزیزش را از دست داده و......... هر آدمی را منقلب می کنه ، تازه این چیزهای 

که قابلیت به تصویر کشیدن را داره از بقیش  که  طاقتی برای  آدم  باقی

نمی گذاره  بگذریم.

هر چند همه مدعیان انسانیت هم جز حرف کار دیگه ای نمی تونن بکنن ...

اما این حداقل کاری که میتونن بکنن هر چند وجهه ای هم تو دنیا 

براشون باقی نمونه.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 29 آبان1385 و ساعت 9:1 |
۵سال پیش تو ی کلاسی باهاش آشنا شدم...

از اون وقت  با هم صمیمی شدیم  و به قول بچه ها دوست فابریک

بودیم ، به خاطر مسئله ای تحصیلی ۳ماه پیش از تهران رفت ،دیگه از اون

دوست صمیمی که حتی خیلی از مسافرتها را با هم می رفتیم فقط یه خاطره

مونده ....

هیچ وقت فکر نمی کردم  رابطمون این طوری بشه!

امروز اتفاقی به این آیه برخوردم"فلیس لهاالیوم ههنا حمیم"یعنی درآن

روز(قیامت) هیچ دوستی صمیمی نیست.(البته برای مجرمین)

و دوستی ها همیشه پایدار نمیمونن حتی از نوع صمیمی.

و دنیای دنی همین است که هست.  

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 14 آبان1385 و ساعت 18:48 |
ناز پرورده  تنعم  نبرد  راه به  دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 7 آبان1385 و ساعت 9:20 |
آخر مهمونی رسیده، احتمالا فردا  عید میشه.

وقتی به تموم شدن این ماه رحمت فکر میکنم  دلم میگیره !

یاده اون شعر قدیمی افتادم که هر سال موقع عید فطر می خونن:

عیده رمضان آمد وماه رمضان رفت    صد شکر که این آمدوصد حیف که آن رفت

یکی از دوستان تو وبلاگش اشاره کرده که این عید یه نعمت و خدا از روی حکمت

این کارو کرده ، چه تعبیر قشنگی!

هم از تموم شدن این روزا ناراحتم  و هم شوق  نماز عید تو مصلا رو دارم.

(ته دلم از خدا می خوام چهارشنبه عید باشه  آخه یه روزم یه روزه).

در هر صورت  عیدتون مبارک.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1 آبان1385 و ساعت 14:54 |