تبليغاتX
نیلوفرانه
احساس  می کنم از غافله عقب موندم ،از کاروان مسافرهای  سرزمین

عشق جا موندم، و باز هم  امسال نمیتونم  عرفه  سرزمینی باشم  که

خدا اونو  میعاد گاه مسلمین قرار داده.............................

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 28 آذر1385 و ساعت 16:58 |
گاهی فکر میکنم  فرشته ها از اون بالا و از ورای پوسته دنیا که به ما نگاه میکنند

چقدر می خندند

(مثل ما که تو فیلم های آدم کوچول ها از اینکه اونا با چه چیزهایی خوشحال

می شند وبه آرزوهای کوچکشون می خندیم.)

تو دنیای ما یکی تمام فکرش خرید ماشین مدل بلاتره، یکی به خونه ی بزرگتر

فکر  می کنه ،اون یکی تمام دغدش اینه که شب عروسی کدوم آرایشگاه بره!

یکی دیگه هم ۷ ساله که به عشق دکتری کنکور میده، یکی فقط به ظروف

کریستالش فکر می کنه و اون یکی آرزوش عمل کوچیک کردن    

دماغ.........................

خلا صه هر کدوم از بچه های آدم  یه جوری سبب خنده این موجودات میشن.

نمی دونم اگه  اون دسته آدم ها که همه فکرشون،دغدغشون،عملشون 

رسیدن به کمال نبودن ما از خجالت در برابر فرشته ها چی کار میکردیم 

+ نوشته شده توسط در جمعه 10 آذر1385 و ساعت 9:14 |