این چند وقت یه امتحان و یه مصاحبه مهم داشتم.نمیدونم چرا هروقت امتحان دارم یا کارم یه جایی گیر میکنه حسابی متحول میشم .همه واجبات و مستحبات و به نحو احسن انجام میدم از نمازم که بعضی وقتها دیر میشد ولی الان سروقت خونده میشه بگیرید تانماز غفیله و تعقیبات و نماز شب.اما همین که امتحانم تموم شد یا کارم راه افتاد همه اینها میره تا امتحان بعدی یا مشکل بعدی.
خودم هم دوست ندارم این طوری باشم ولی انگار دست خودم نیست شبها زودتر خوابم میگیره صبحهاهم دلم میخواد بیشتر بخوابم. فکر کنم اینها از خصلت آدمیزاد بودن ناشی میشه که وقتی محتاجه آدم خوبیه ولی همینکه احتیاجش رفع شد همه چیز یادش میره.
با همه اینها خدا خیلی خوبه خیلی خیلی مهربونه که با این بنده های... بازم دوستشون داره وهرچی بخوان بهشون میده من که از خودم خجالت میکشم.
تازه جای شکرش باقی من هنوز یه مصاحبه دیگه دارم وگرنه این پست هم نمینوشتم.![]()
+ نوشته شده توسط در جمعه 8 تیر1386 و ساعت
13:45 |

