سفر در هواي تو
اي حسن يوسف دكمه ي پيراهن تو
دل مي شكوفد گل به گل از دامن تو
جز در هواي تو مرا سير سفر نيست
گلگشت من ديدار سرو و سوسن تو:
آغاز فروردين چشمت مشهد من
شيراز من ارديبهشت دامن تو
هر اصفهان ابرويت نصف جهانم
خرماي خوزستان من خنديدن تو
من جز براي تو نمي خواهم خودم را
اي از همه من هاي من بهتر من تو
هر چيز و هر كس رو به سويي در نمازند
اي چشمهاي من نماز ديدن تو!
حيران و سرگردان چشمت تا ابد باد
منظومه ي دل بر مدار روشن تو
دستور زبان عشق
دل آرام

