از بعضی چیزها خیلی تعجب میکنم !!!:
- از دوستم،که مدتها در آرزویی بود و درست زمانی که به آن رسید مغرورانه به آن پشت کرد تا ازدستش داد؛ و حال مدتهاست که در حسرت به سر می برد!!!
-از معده ی خودم! که مدتی است گاه و بیگاه صدایم می کند و ابراز ناراحتی میکند در حالی که چند سالی بود که حتی با من حرف نمیزد!!!
-از استاد شاهکارمان ! که در طول ترم هر جلسه 1ساعت دیر میآمد و شب تاسوعا در حالیکه همه در فرجه بسر میبردند.و دانشگاه به خانه ی ارواح شبیه بود، تا دیر وقت درس میداد!!!
-از خودمان که در کتابهای درسیمان متکبرانه می نویسیم "در طول تاریخ فکر و شعور و درک بشریت رشد کرده و مردم این قرن در مقایسه با گذشتگان افرادی رشد یافته و متمدنند".!در حالیکه مردم قرن حاضر در خانه مینشینند و روی صندلی راحتیشان لم میدهند و نسکافه داغ می نوشند و دستور می دهند با بمب های فسفری هزاران کودک را قتل عام کنند و نسلشان را براندازند!!!

