تبليغاتX
نیلوفرانه
خب، به لطف مسئولین محترم ارشاد همشهری جوان هم توقیف شد.

 چند وقته دولت و به خصوص ارشاد سورپرایزهای فوق العاده ای برامون دارند.توقیف دنیای تصویر ،هفت،تغییرات شگرف رادیو جوان،لغو شدن کنسرتهای مختلف و....اما این یکی دیگر محشر بود،هدیه روز خبرنگار و روز جوان .

حالا دیگر باید دلمون را به مجله فیلم و چلچراغ خوش کنیم البته اگر زبونم لال توی مناسبت بعدی بلایی سرشون نیاید.

 سعي ميكنم امیدوار باشم شاید با اندکی صبر، سحر هم نزدیک شد.

 

+ نوشته شده توسط الهه در جمعه 25 مرداد1387 و ساعت 17:17 |
علی با حق است و حق با علی است...

این جمله را خیلی دوست دارم  شاید تفسیر درستی هم ازش نداشته باشم ولی یه جوری حس خوبی به من میدهد.

اصلا ۱۳ را خیلی دوست دارم نمیفهمم چرا بعضی ها (البته اکثرا)اون را نحس میدونند. مگر میشود روزی که یکی از انوار رحمت تو بهترین جای دنیا تو یکی از بهترین ماهها به دنیا میاد روز نحسی باشد؟

نمیدونم دلیل کسی که ۱۳ را نحس دانسته چی بوده! فقط امیدوارم که از روی یه اشتباه یا بد فهمی بوده باشد نه از روی غرض.

به هر حال من ۱۳ را دوست دارم چون مولایم را دوست دارم .

 

 

+ نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه 26 تیر1387 و ساعت 0:53 |
عشق هدف حیات ومحرک زندگی من است.و زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.

عشق است که روح مرا به تموج وا میدارد قلب مرا به جوش می آورد استعدادهای نهفته مرا ظاهر میکند مرا از خود خواهی و خودبینی میراند.دنیای دیگری را حس میکنم .در عالم وجود محو میشوم.احساس لطیف وقلبی حساس و زیبا بین پیدا میکنم.لرزش یک برگ. نور یک ستاره دور. موریانه کوچک.نسیم ملایم سحر.موج دیا.غروب آفتاب همه احساس مرا می ربایند و از این عالم به دنیای یگری می برند....اینها همه وهمه از تجلیت عشق است....

به خاطر عشق است که فداکاری میکنم.به خاطرعشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم.به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبایی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس میکنم و او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش میکنم....

شهید دکتر مصطفی چمران

میخواستم یه چیزهایی بگویم ولی حالا هیچی ندارم که بگویم فقط ای کاش....

+ نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت 16:39 |
سلام بالاخره بعد از چند وقت امدم البته با یه دل پر .

خیلی بده آدم یه چیزهایی رو دوست داشته باشه یا حتی به اونها اعتقاد داشته باشه ولی بعد از چند وقت به همه اونها شک کنه.

همیشه فکر میکردم تو  جایی که زندگی میکنم آزادم و میتونم خیلی از حرفهام رو راحت بزنم یا اگر یه ایده جدید که یه کم تاثیرگذار باشه داشته باشم  حتما حمایت میشم .ولی حالا میبینم نه اصلا از این خبرها نیست.

نمونه اش هم شهرام گیل ابادی(مدیر رادیو جوان)که بعداز سه سال ساختارشکنی در رادیو شایدم بشه گفت یه جورایی توی تلویزون که از محافظه کارترین رسانه های کشورند حالا باید به قول یه عده روشنفکر بره تبعید.

واقعا متاسفم اول برای خودم(نمیدونم چرا)بعد هم برای آدمهای بی ظرفیتی که هیچ چیز رو ندیدند ولی وقتی چشمشون به چند تا انتقاد یا گله کوچک افتاد ارق دولتیشون گل کرد و از اونها تمسخر ساختارهای قانونی نظام جمهوری اسلامی رو برداشت کردند.

آره خوب راست میگن ما اصلا نیازی به انتقاد نداریم ما غنی ترین فرهنگ جهان رو داریم  همین بسه دیگر حالا برای این چند تا مشکل کوچولوی فرهنگی هم باید صبر و مقاومت ملی داشته باشیم خدا خودش درست میکنه ما چی کاره ایم ازما که کاری برنمیاد.

دلم نمیاد این حرف شهرام گیل ابادی رو که توی مصاحبه اش با همشهری جوان گفته بود نگم هر حرکت این طوری نیاز به شهید داردمن این را دائم به بچه ها میگویم که اگر قرار است خراب شویم در این راه قصد قربت کنیم و شهید شویم.

 

+ نوشته شده توسط الهه در جمعه 20 اردیبهشت1387 و ساعت 20:49 |